فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
نحوه شهادت مختار و عاقبت همسرانش - khooneye doost خانه دوست کجاست؟
تصویر روز

پخش موزیک آنلاین

سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شهر حدیث

khooneye doost خانه دوست کجاست؟

(عکسهای نمایش داده شده با توجه به فیلم مختارنامه درج گردیده است)

هدیه به روح مطهر مختار ثقفی صلوات

http://upload.parastu.com/images/m1n81fjedw78qu6.jpg

http://cinemapress.ir/Images/News/Larg_Pic/2-11-1389/IMAGE634312906149843750.jpg


  عمره                                                                        ام ثابت
 

masjed_alkufa_22_t2.jpg


سال شصت و ششم هجری است.
شهر کوفه شاهد قیام‌هایی بوده و هست. قیام عبداللّه ‏بن عفیف اَزْدی به دفاع از حقانیت حسین شهید و افشای چهره کریه ابن‏زیاد و امام گمراهش یزید، قیام توّابین به خونخواهی دخترزاده پیامبر(صلی الله علیه و آله) و جبران گناه خویش در ترک یاری وی و اینک قیام مختاربن ابی عبیده ثقفی به خونخواهی حسین‏بن علی(علیهماالسلام).

مردان و زنان بسیاری که بعد از عاشورای سال شصت و یک هجری سخنان گرم و آتشین امام سجاد(علیه‌السلام)، زینب کبری(سلام الله علیها) و فاطمه دختر امام حسین(علیهما‏السلام) را در کوفه شنیده بودند، به عمق فاجعه پی برده و خویشتن را در گناهی بزرگ و خسرانی عظیم می‏دیدند و از آن روز، بذر خونخواهی امام حسین(علیه‌السلام) پاشیده شد و زدودن لکه ننگی که بر پیشانی‌ها نقش بسته بود، وجهه همّت قرار گرفت.

سال قبل از آن بیش از چهارهزار نفر مرد جان بر کف به فرماندهی صحابی نامدار، سلیمان‏بن صُرَد خُزاعی با سپاهیان بی‏شمار شام درآویختند و جان بر کف جنگیدند و اکثریت قریب به اتفاق آنان با خون خویش توبه‏نامه‏شان را امضا کردند و حالا پس از یک سال با سازماندهی جدید تحت زعامت مختار قیامی دیگر را پی می‏گیرند.

مختار از شیعیان سرشناس کوفه بود و به شجاعت، رشادت و شهامت شهرتی بسزا داشت. مسلم‏بن عقیل در خانه مختار سکنی گزید و هنگام قیام وی، مختار در شهر نبود و وقتی به شهر رسید که قیام مسلم شکست خورده بود. مختار نیز بازداشت شد و تا بعد از واقعه کربلا در زندان بود. او در پی زمینه‏سازی قیام بود که در سال ?? توسط حاکم زبیری کوفه بازداشت شد تا این که بعد از قتل‏عام توابین آزاد شد.با آماده شدن مقدمات قیام، حاکم زبیری را از شهر اخراج کرد و به تجهیز سپاه پرداخت و قاتلان امام حسین(علیه‏السلام) را از دم تیغ گذراند. سپاه وی به فرماندهی ابراهیم‏بن مالک ‏اشتر با سپاه شام درگیر شد و شکست سختی بر سپاه شام وارد آورد و فرماندهان آن سپاه از جمله عبیدالله‏ بن زیاد، حُصَین بن نُمَیر، شرحبیل بن ذی‏الکلاع و … را کشت.



حکومت مختار در کوفه قدرت و شوکت گرفت و دامنه آن به دیگر نقاط نیز گسترش یافت و این بر مذاق عبدالله ‏بن زبیر خوش نبود. بالاخره او، برادرش مُصعَب‏ بن زبیر را برای سرکوبی مختار روانه عراق کرد.
مصعب با مختار درآویخت و سپاه وی را شکست داد و او را تا کوفه عقب راند. مختار در دارالاماره موضع گرفت و سپاهیان مصعب، آنجا را محاصره کرده و راه رسیدن آب و آذوقه را بر آنان بستند. تا مدتی زنان شیعه با روش‌های مختلف و با استفاده از حجاب و پوشش خود، به آنان آب و غذا می‏رساندند. با شدت یافتن محاصره، مختار به یارانش گفت:
«ای یاران من، در محاصره ماندن جز ضعف برای ما ارمغانی ندارد. بیایید از قصر خارج شویم و مردانه بجنگیم و کریمانه بمیریم. به خدا قسم اگر صادقانه پا پیش گذارید نصرت خدا شامل حال شما خواهد شد.»

و در قبال جواب منفی آنان گفت:
«اما من، به خدا قسم دست بیعت و تسلیم به آنان نخواهم داد و شما را هم به پیروی از خویش مجبور نخواهم کرد. بدانید هر گاه من کشته شدم بر ضعف شما افزوده گردد و در آن وقت، حتی اگر تسلیم هم شوید، شما را خواهند کشت؛ آنگاه به یکدیگر با حسرت نگاه می‏کنید و آرزو می‏کنید: کاش پیشنهاد مختار را می‏پذیرفتیم؛ اما اگر حالا برای نبرد از قصر خارج شوید و پیروز نگردید، کریمانه مرده‏اید و بر شما سرزنشی نیست.»

مختار با نوزده نفر از یارانش از قصر بیرون آمدند و شجاعانه جنگیدند تا به شهادت رسیدند و بقیه یاران او تسلیم شدند و همان‏گونه که مختار پیش‏بینی کرده بود، دست بسته کشته شدند.


01.jpg

دشمنان مختار، چه اموی‌ها و چه زبیری‌ها از او ضربه‏های بسیاری خورده بودند، بدین جهت انواع تهمت‌ها را نثار او کرده و وی را کذّاب، مدعی نبوت، مدعی مهدویّت و … نامیدند و اطرافیان و اهل خانه او را به بیزاری جستن از او واداشتند.

دو تن از همسران مختار به نام‌های عُمره، دختر نعمان ‏بن بشیر انصاری و ام‏ثابت، دختر سمرة ‏بن جُندَب از لعن او سر باز زده و گفتند:
«چگونه از مردی بیزاری بجوییم که به ربوبیت خدا معترف، روزها روزه و شب‌ها به نماز مشغول بود. خونش را در راه خدا و رسول و برای کشتن قاتلان فرزند پیامبر و اصحاب و یاران آن بزرگوار، بذل کرد و خداوند وی را بر آن نامردمان مسلّط ساخت و با کشتن آنها دل‌ها را شفا داد.»

به فرمان عبدالله ‏بن زبیر آن دو زن، بین لعن مختار یا مرگ مخیّر شدند. ام‏ثابت گفت:
«اگر به زور شمشیر از من کفر گفتن هم بخواهی، کفر خواهم گفت. (حالا که زور است) شهادت می‏دهم که مختار کافر بود.»
اما عمره از لعن مختار سرپیچی کرد و حتی به قیمت جانش حاضر نشد او را دشنام دهد.
وی گفت:
«این مرگ، شهادتی است که از جانب خدا روزی من شده و هیچ‏گاه آن را از دست نمی‏دهم؛ هرگز؛ (زیرا) این مرگی است گذرا که در پی آن بهشت و هم‌نشینی با پیامبر و اهل بیت او است و به خدا قسم هیچ‏گاه با فرزند هند جگرخوار، همراه نخواهم شد و فرزند علی‏بن ابیطالب را وا نخواهم گذارد. خدایا تو شاهد باش که من پیرو پیامبرت، دخترزاده‏اش، اهل بیتش و شیعیانش هستم.»
مصعب، این بانوی شجاع و با ایمان را به شهادت رساند و به شوهر شهیدش ملحق نمود. چه زیباست که بدانیم این بانوی قهرمان، شجاع، با ایمان و شهید دختر کسی بود که متأسفانه از اهل بیت منحرف و در سلک دشمنان آنان بود. پدرش نعمان‏بن بشیر انصاری همان کسی بود که پیراهن عثمان را به شام برد و در جنگ صفین در کنار معاویه و علیه امام شمشیر زد و از طرف معاویه و فرزندش یزید، والی بود. خداوند از چنین پدری منحرف، چنین دختری با ایمان به دنیا آورد تا بنمایاند که:
«یُخْرِجُّ اَلْحَیِّ مِنَ المَیِّتِ» (روم، آیه ??)؛ از مرده، زنده را بیرون می‏آورد.

 


نوشته شده در سه شنبه 89/12/10ساعت 7:57 عصر توسط بچه های مدرسه عشق نظرات ( ) |


Design By : Pichak